X
تبلیغات
کلبه ی امیرارسلان

کلبه ی امیرارسلان

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه ی خاص تو با کسی

نیلوفر مینویسد :)

 سلام
من نیلوفرم خانومیه ارسلان
آقاهیم الان یک ماهی هست کامپیوترش خراب شده و نمیتونه بیاد نت
 ولی به جاش من اومدم آپ کردم دیگه
 
خوب حالا یه سوال که باید جواب بدید
دوست داری یه خر ماچت کنه؟
 یا یه ماچ خرت کنه ؟
 یا یکی خرت کنه و ماچت کنه ؟
 یا یکی خرکیماچت کنه؟
 یا یکی اين قدر خر باشه که ماچت کنه...؟!
 
 
+ پ ن :ارسلان خودش بعدا نظرای پست قبلی جواب میده و تایید میکنه
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 23:48  توسط امیر ارسلان  | 

نظر آقا آرش خانه که عقلش خیلی میرسه و یه موجود بی احساسه(خودش گفته البته)

تو یکی بهتره بشینی سره جات چیزی که به تو مربوط نمیشه بهتره دخالت نکنی بدبخت فمنیست.
تو عقلت بهت دستور نمیده احساسته که بهت داره میگه چه نظریباید راجب دیگران بدی.
که منصفانهنیست اقا ارسلان وقتی هیچی راجب من نمی دونی چرا نا عادلانه قضاوت میکنی.
من شاید هیچی ندونم ولی اون قد بی شعور نیستم که زود قضاوت کنم

اما اینم میدونم که تا تو یه وبلاگی میری که میبینی نویسندش دختره سری شمارت بش میدی و میخوای  باش دوست بشی

خوب البته شما عاقلی و عقلت بت میگه احساس  وجود نداره و فقط میخوای بایکی(البته نه فقط یکی هرکی)دوس بشی و بنابر دستور عقلت  ازش شاید سواستفاده کنی

آخه عاقلی دیگه داداش خوش ب حال تو که عاقلی ولی من هیچ وق دوس ندارم عقلم مثه تو باشه وترجیح میدم احساسم به عقلم غلبه کنه

 

 

لطفا تو این پست فقط راجع به کامنت آرش  نظر بذارین ممنون میشم

راستی معنی(بدبخت فمنیست)هر کی بگه ی جایزه داره

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 15:53  توسط امیر ارسلان  | 

زودی بیا بخونش

                                             منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

  در چشمانت خیره شوم دوستت دارم

را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

  سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....

 از داشتن تو...اشک شوق ریزم

   منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

     بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

    وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

     اری من تورا دوست دارم

                                                                وعاشقانه تو را می ستایم

بدو بیا بغلم نیلو

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 16:32  توسط امیر ارسلان  | 

تقدیم به عشقم

سلام به همه ی دوستان گلم

بالاخره تموم شدن این امتحانای لعنتی خدایا شکرت

اما بدبختی ما تموم نشده که

تازه باید بشینیم درسای پایه رو بخونیم برای کنکور ۹۱ (نیس خیلی هم میخونیم)

این چن وق همش مشغول درس و مشق و .... بودم

تو یه ماهه گذشته یه اتفاق خیلی خوب برام افتاد

بایه دخیه گل گلاب آشنا شدم

یه خورده از هم دوریم اما دلامون به هم خیلی نزدیکه

کاش میدونستید چه قد دوسش دارم خودش که نمیدونه همش میگه دوسم نداری ولی بخدا دارم

شاید بگین که این چیزا الکیه و عشق معنا نداره اما بخدا اینطوری نیس منم تا قبل از آشناییم با عشقم به همین چیزا فک میکردم

اما تازه فهمیدم که عشق چیه

 بخدا عشق چیز مقدسیه وقتی میبینم یکی شکست عشقی می خوره خیلی دلم میگیره تور خدا عشق و هوس با هم یکی ندونین اگه عاشقین و مطمئنین که عاشقین و میدونین هوس نیس پس برین سراغ عشقتون مثه من که وقتی فهمیدم چقد دوسشدارم ازش خواستم همیشه پیشم باشه تا آخر عمر

الآنم اینارو مینویسم که بیاد بخونه و ببینه که چه قد دوسش دارم

ببخشید اگه زیاد حرف زدم

آهای دخیه بخدا دوست دارم فهمیدی یا بازم بگم ؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 16:36  توسط امیر ارسلان  | 

نظر یکی از دوستان راجع به ارسلان قاسمی حتما بخونین

سلام صرفا جهت اطلاع میخوام یه حقیقت رو گم اگه این ارسلان به من زنگ زده این اون ارسلان نیست این اسمش عرفان هس خداوکیلی دارم راست میگم اگه این به من ایمل زده من میدونم اگه این شمارشو به من داده من میدونم این ارسلان قاسمی نیست پس اگه باور نمیکنی بهش بگین عرفان محمدی ببینین نظرتون رو چیکار میکنه فعلا بای

 

راس میگه منم بش یه دستی زدم خودش لو داد

واقعا واسه این آدما که باآبروی مردم بازی میکنن متاسفم

اینم آدرسشه:http://mordad1374.blogfa.com

بش بگین که واسش متاسفین

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 16:2  توسط امیر ارسلان  | 

شاخه نیلوفر


نه مثل شاخه نیلوفر ، که به این درخت و آن درخت می پیچد ، بلکه همچون

درخت ، باید ریشه دار بود: متکی به خویش ، ریشه دوانده در باورها و

اندیشه ها ، با شاخ و برگی از اراده و همت! در این صورت ، نه از باد ،

خواهی لرزید و نه از سیل ، ریشه کن خواهی شد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 11:50  توسط امیر ارسلان  | 

ببخشید دیگه بخشش از بزرگانه


سلام این روزا سرگرم امتحانام و دیر به دیر آپ می کنم شرمندم

امیدوارم عذر خوبی باشه ببخشید تور خدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 11:40  توسط امیر ارسلان  | 

تو کيستي.....

تو کيستي که من اينگونه بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نميبرد خوابم
تو چيستي که من از موج هر تبسم تو
بسان قايق سرگشته روي کردابم؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 20:50  توسط امیر ارسلان  | 

یکی از بهترین نظرات

میخوام یه نظر کلی راجع به پسرا و دخترا بگم نه پسرا بدن نه دخترا ولی بدم دارن بد جامه ی ماس بد فرهنگ ماس که از اول درس نشده از اول مدرسه دختر و پسر و قاطی نکردن که ما و پسرا عقده ای نشیم ازادیه ارتباطه دوستانه به ما ندادن از اول روسری چپوندن رو سر ما از اول به پسرا گفتن زشته با دخترا شوخی کنی از بچگی یادمون دادن پسرک با دخترک دمب خرک از اول هر چی برای عقده ای نشدن ما لازم بودو حروم کردن و گفتن گناه داره از اول تو ذهن پسرا کردن زن خوب یعنی کلفت زن خوبی کسیه که همش بگه چشم از اول اگه یه پسر از رو کنجکاوی دختریو نگاه کرد زدن تو سرش و گفتن چشات و درویش کن اگه دختر و پسری عاشق هم شد از لجشون نزاشتن با هم ازدواج کن از اول اختیار و دادن به سنت های مزخرفشون و سنت هاشونو به روز نکردن و گفتن ایران مهد فرهنگ ببببووود عزیز من بود مهم الانه که نیست

 

دهنت باید طلا گرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:22  توسط امیر ارسلان  | 

سلام به همگی

اینم بقیه ی نظرای آقا پسرا راجع به دخترا:


سلام دوست عزیز

به نظرم من دخترا موجودات عجیب و غریبی هستن

دنیای متفاوتی دارن

اما الان دخترا یه چیزو خوب بلدن بازی با احساس

 

 

نه خداییش تو این زمینه پسرا بد ترن البته به نظر من


سلام رفیق
ببخشید که یکم دیر بهت سر زدم
من درباره دخترا هیچ نظری ندارم
چون همیشه سعی میکنم درباره مواردی که خیلی بی ارزشن خودمو کنار بکشم.

 

اینم نظره خوب

خواهش می کنم



سلام
هم بد دارن هم خوب
مثه ما مردا
نمیشه گف همشون بدن
زن خوب زیاد داریم

 

زن خوب که خیلی کمه ولی دختر خوب شاید

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:50  توسط امیر ارسلان  | 

این نظرای آقا پسرا

سلام دوباره

اینم نظرای پسرا ولی متاسفانه نمی دونم چرا پسرا خیلی استقبال نکردن شاید من قابل نمی دونن یا شایدم شما ها رو

ولش کن اصلا

چندتا از نظرارو کپی می کنم اگه بازم اومد بقیه رو هم همین جا می ذارم:


نظر خودم:دخترا آدمای پر احساسی هستن و خیلی مواقع این احساس کار دستشون میده

یا خوبن یا بد معمولا متوسط ندارن(مثه رانندگیشون)اما زن ها وای از دست این موجودای عجیب به قول عمو سعیدم زنا خود شیطونن واقعا راست که می گه .

راستش من دلم واسشون می سوزه خیلی مواقع حقشون اجهاف می شه وقتی گریشون می بینم بند دلم می ریزه و خیلی ناراحت میشم


مرسی که میرسی ..........شرمنده من نظر خاصی در موردشون ندارم ...

چرا مگه چشونه؟ بالا خره آدمن دیگه



سلام

به نظر من دخترا موجودات بسیار نامردی هستند

تا یه کلمه بگی دوست دارم جو میگیرتشون و فکر میکنن از پسرا سرترن من

به دختر جماعت اعتماد ندارم

ازشون بدم میاد

البته بعضیاشون.......



سلام. من نظری درباره دخترا ندارم جز تابه حال جز به یک دختر به هیچ کسه دیگر زیادتوجه ندارم.این دختری که منم میشناسم تو هزار درستی و پاکی یکه یک.....من ممنون که اومدی وبلاگم ارسلان.باز هم بیاااااااااااااااااااااااااوباییییییییییییی


بستگی داره...اگه خواهر ادم باشه که خیلی باهات خوبه.

اگر عاشقت باشه که مالک همه چیزش می شی و وضعت کویته.

اگر توعاشقش باشی و اون بفهمه که بیچاره ات می کنه.

اخه سوال شما خیلی کلیه ...بیشتر بحث اعتماده.یه دختر اگر بهت اعتماد کنه

بهترین و با ارزش ترین چیز های دنیا رو بهت می ده. اگر از تو بدش بیاد هم که

وا مصیببتا



سلام من هیچ نظری درباره دخترا ندارم فقط اینو میدونم که دخترا خیلی جیگرن هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

 

 

ههههههههههه؟جیگرن؟ اگه نظرای اونا می خوندی که ایارو نمی گفتی



دخترا واقعا نامردن ! هر کی خواست چندین نمونه واسش مثال میزنم

 

 

میتونم بپرسم چه طوری ؟

آخه اون موقع که داشتی نظر می دادی آدرست وارد نکردی



 سلام

ممنون

ولی حرف من اینه دخترا هیچن.......


سلام. به نظر من تا این زمونه ایی که هدف هر 2 طرف فقط شده سر کار گذاشتن همدیگه ، نمیشه انتظاری جز خیانت به همدیگرو داشت!
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:29  توسط امیر ارسلان  | 

لطفا نظر بذارید

سلام تو پستای قبل نظرای دختر خانوم ها رو در باره ی آقا پسرا گذاشته بودم و تو این پست می خوام از پسرا خواهش کنم نظراشون در باره ی دختر خانوما بنویسن تا  شناخت بیشتری از جنس مخالف داشته باشیم.

علت ثبت موقت و عدم نمایش نظرای دختر خانوم ها در وبلاگ به خاطر این بود که پسرا تحت تاثیر اون نظرا قرار نگیرن بعد از ثبت نظر پسرا نظرای قبلی دخترا رو هم دوباره نمایش می دم.

باتشکر از نظراتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 21:53  توسط امیر ارسلان  | 

چرا آخه

یعنی ما پسرا این قدر بدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به خدا هممونم این قدر بد نیستیم ها

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:27  توسط امیر ارسلان  | 

اینم بقیه ی نظراتون

مگه پسر نیستی که اینا رو گفتی؟ولی حق گفتی.دمت گرم



اول که همش عین حقیقته
دوم یه آمار درباره ی پسرا دارم:
%98شون بدن و کثیف و مزخرف و بی احساس و عوضی
میمونه2%از این دو درصد 98/1%ازدواج کردن خوب فقط میمونه2/0%از این مقدار باقی مونده هم یا خودشون عاشق یکی هستن و به زودی ازدواج میکنن یا اینکه اصلا قصد عاشق شدن ندارن!!!!خوب در نتیجه تعداد پسرای خوب اینقدر کمه که میتونیم از تعداد اندکشون چشم پوشی کنیم
پس نتیجه میگیریم پسرا بدن!!!!!



بعضي از پسرا واقعا آشغالن !!!
ولي موافق نيستم كه نوشتي پسرا (يعني همه ي پسرا)
يه سوال ! خودتم پسري ديگه نظرت راجع به خودتم همينجوريه ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نه عزیزم من نظر خاصی ندارم




مشکله پسرا اینه که فکر میکنن که از دخترا بیشتر میفهمن در صورتی که نصفه دخترا هم نمیفهمن...
ولی به هر حال موجوداته جالبین چون هیچ چی رو به خودشون سخت نمیگیرن و همیشه خوشن. در واقع سر خوشن و این خیلی خوبه... دخترا به خاطره کوچیک ترین چیزا هم خودشونو اذیت میکنن...
ولی پسرا خیییییییییلییییییی خییییییییییییلیییییییییی راحت تر از دختران و به نظره من این یه ظلمه در حقه دخترا...
من که با تمامه وجود دوست داشتم پسر بودم البته من از بچگی روشه پسرا رو در پیش گرفتم و به نظرم موفق تر از دخترایه دیگه هستم در این موارد...
راستی سلااااااااام...

 

علیک سلام


سلام شماآدمهای عجیبی هستیدبازوردخترموردعلاقتونوبدست میاریدوقتی قلبش تصاحب کردید خوشگل جیم میشید



be nazare man pesare khob khobe ama moteasefane khobesh peyda nemishe
albate bebakhshida ama khodeton porsidin manam nazaramo goftam.
hamashon be fekre khodeshonan.
barashon mohem nist sare 2khtare bichare che balaee miaran.dost daran ba ehsasate 2khtara ke midonan latifo hasase bazi konan.
kolan vase azaro aziate 2khtara be vojod omadan

دست درد نکنه


نه دیگه پسرا بیچاره اینقد هم بد نیستن.مشکل از فرهنگ ماس نه از پسرامون

 

ببین عاشقتم باید دهنت طلا گرفت دمت گرم


این پستم خوندم خیلی قشنگ بود اما خاک بر سر اون دختری که به یه پسر بی جنبه بگه دوست دارم.و2برابر خاک تو سرش که اگه جلو روی پسر واسش گریه کنه.ایششششششش


مردان در مسیر عشق به وسعت نامتناهی نامردند...گدایی عشق میکنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمین نیستند اما همین که مطمین شدند نامردی را در حد مردانگی انجام میدهند...

سلام داداش.همممتون که نه.نصفتون بدين. حالا خدا وکيلي تو ازونايي نيستي که آخرش دخترارو ميپيچوني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

من فعلا با کسی دوس نیستم بعدشم اگه بگم نه شما که باور نمی کنین ولی خداییش این چیزا تو مرامم نیست


سلام به نظر من هم تو دخترا خوب هست هم تو پسرا و همين طور بين هر دوي آن ها هم بد هست پس ميشه گفت در همن اما ميشه سوا کرد

بله ولی کار هر کی نیست



نه همه پسرا که بد نيستن يه 10در صدشون که نه چرا دروغ 5درصدشون هيييي بد نيستن البته اون 5در صدم خدا رحمت کنه.تو بهشت زهرا به سر ميبرن.
اخه خدايي مگه ميشه به پسر جماعتم اعتماد کرد اخه نميشه ديگه....دست خودشونم نيستا يه چيز ذاتي توشون هست.يا به زبون خودمون کلا شيشه خورده دارن.حالا فرق داره يکي بيشتر يکي کم تر......
البته دور از جون اون 5درصدا..........

شیشه خورده ؟ کاش فقط همین بود


گريه نکن ارسلان اشکال نداره خو پسرا بدن ديگه چکار ميشه کرد
دوسدارم بدونم شما پسرا درباره ي ما دخترا چي فک ميکنيد؟؟؟؟

تو پست بدی می بینی حالا روز خوشتونه وایسید براتون دارم


hamaton badin hamaton badjensin hame chio bara khodeton mikhayn  kheili badin fek mikonin ma mashin zarfshoii hastim hamisheaz ma so estefade mikonin b ehsasatemon tavajoh nadarin darkemon nemikonin kolan badin


این که دیگه سوال نداره
دخترا بهترین موجودات روی زمین هستن
دختر رحمت و پسر زحمت

نه بابا!


نظر منو بذار تا این اقا پسرا بخوننش خودشون چه بلاهایی که سر ما نمیارن همین اقا پسرایی که اینجا ادعای خوب بودن و دارن و از دخترا انتقاد مبکنن یه دختر که ببینن پاشون میلرزه دروغ میگم؟ اینم بگم که شماها بدون ما حتی نمیتونین زیپ شلوارتون و ببندین

 

نه دیگه این طوری هم نیست


mikham j agha ye hossein o bedam k mige dokhtara b arzeshan aghaye nesbatan mohtaram age ma nabodim to alan nabodi k bekhay azamon enteghad koni ah
میخوام یه نظر کلی راجع به پسرا و دخترا بگم نه پسرا بدن نه دخترا ولی بدم دارن بد جامه ی ماس بد فرهنگ ماس که از اول درس نشده از اول مدرسه دختر و پسر و قاطی نکردن که ما و پسرا عقده ای نشیم ازادیه ارتباطه دوستانه به ما ندادن از اول روسری چپوندن رو سر ما از اول به پسرا گفتن زشته با دخترا شوخی کنی از بچگی یادمون دادن پسرک با دخترک دمب خرک از اول هر چی برای عقده ای نشدن ما لازم بودو حروم کردن و گفتن گناه داره از اول تو ذهن پسرا کردن زن خوب یعنی کلفت زن خوبی کسیه که همش بگه چشم از اول اگه یه پسر از رو کنجکاوی دختریو نگاه کرد زدن تو سرش و گفتن چشات و درویش کن اگه دختر و پسری عاشق هم شد از لجشون نزاشتن با هم ازدواج کن از اول اختیار و دادن به سنت های مزخرفشون و سنت هاشونو به روز نکردن و گفتن ایران مهد فرهنگ ببببووود عزیز من بود مهم الانه که نیست
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:26  توسط امیر ارسلان  | 

اینم نظرای شماس به دوستاتون خبر بدین بیان بخونن

البته نوبت آقا پسرا هم میشه ها


حالم ازشون بهم میخوره(البته نه همه شونفقط یسری از بی....)


به نظر من پسرا یه اشغال کاملا کثیفند. خیلی موزی. فقط خودشونا ادم حساب میکنن.اصلا واسه احساس کسی ارزش قائل نیستند.هر چی بد بگم کم گفتم.


سلام.به نظر من شما پسرا آدمای خودخواهی هستین که فک میکنین بر دخترا برتری دارید در حالی که هیچی نیستین و این به خاطر اعتماد به نفس کاذبی هستش که دارید.همتون تا میفهمید دختری دوستون داره دوس دارید لهش کنید و فرداش میرید با یکی دیگه و اصلا ککتون نمیگذه و راحت دل دخترا رو میشکنید و میرید و جالبش اینه وقتی دختر با گریه التماس میکنه که بمونین پیشش به گریه هاش میخندید.به نظره من شما پسرا حتی یه ذره هم احساس و عاطفه ندارید.نظرای دیگه هم دارم ولی تا همینجا کافیه.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:34  توسط امیر ارسلان  | 

نظر بدین لطفا

نظر شما دخترا در باره ی ما پسرا چیه؟

لطفا این جا نظرتون در باره ی این موضوع بنویسین خوش حال می شم

خیلی ممنون

+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 16:19  توسط امیر ارسلان  | 

گوش کن

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 16:10  توسط امیر ارسلان  | 

بهار يک معني بيش ندارد : هيچ زمستاني ماندني نيست..............


تو کيستي که من اينگونه بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نميبرد خوابم
تو چيستي که من از موج هر تبسم تو
بسان قايق سرگشته روي کردابم؟!

تو در کدام سحر بر کدام اسپ سپيد؟
تورا کدام خدا؟
تو را کدام جهان؟
تو از کدام ترانه تو از کدام صدف؟
تو در کدام چمن همره کدام نسيم؟
تو از کدام سبو؟

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه؟!
چه کرد با دل من آن نگاه شيرين ، آآآآآآآه!!!!!!!
مدام پيش نگاهي ، مدام پيش نگاه!

کدام نشاه دميده از تو در تن من؟
که ذره ها وجود تو را که مي بيند
به رقص مي آيند
سرود مي خوانند!

چه آرزوي محاليست زيستن با تو
مرا همين بگذارند يک سخن با تو/

به من بگو که مرا از دهان شير بگير!
به من بگو که برو در دهان شير بمير!
بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!
ستاره ها را از آسمان بيار به زير
تو را به هر چه تو گويي به دوستي سوگند
هر آنچه خواهي از من بخواه ، صبر مخواه
که صبر راه درازي ، به مرگ پيوسته ست !
تو آرزوي بلندي و دست من کوتاه
تو دور دست اميدي و پاي من خسته ست
همه وجود تو مهر است و جان من محروم
چراغ چشم تو باز است و راه من بسته ست.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 11:33  توسط امیر ارسلان  | 

خدايا!

 


خودت ميدوني که چرند گفتم

خودت ميدوني که فقط تويي که لايق ايماني و باور

و من به تو ايمان دارم و از ته قلب، باور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 20:6  توسط امیر ارسلان  | 

اینم جکه دیگه

من دادم … تو هم بده … من مفتی دادم … تو هم مفتی بده … درسته که درد داره … ولی ثواب داره (سازمان انتقال خون)
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 19:51  توسط امیر ارسلان  | 

دعا کنین براش

سلام الان نمی تونم توضیح بیشتری بدم ولی یه انسانی هست که ممکنه فردا براش اتفاق بدی بیوفته

از شما می خوام دعا کنین براش

واقعا ممنونم از شما

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 19:42  توسط امیر ارسلان  | 

تو مي‌روي



تو مي‌روي
پشت سر قلبت آب مي‌ريزم
قلبت خيس مي‌شود
نگاهت سُر مي‌خورد روي چشمانم!
و حسرت يک آغوش مي ماند و
بس...

برو
برو تا قلبت سرما نخورده و پاي نگاهت نشکسته!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 18:23  توسط امیر ارسلان  | 

بيمارستان و عشق

از لحظه‌اي که در يکي از اتاق‌هاي بيمارستان بستري شده بودم، زن و شوهري در تخت روبروي من مناقشه بي‌پاياني را ادامه مي‌دادند. زن مي‌خواست از بيمارستان مرخص شود و شوهرش مي‌خواست او همان جا بماند.

از حرف‌هاي پرستارها متوجه شدم که زن يک تومور دارد و حالش بسيار وخيم است. در بين مناقشه اين دو نفر کم کم با وضيعت زندگي آنها آشنا شدم. يک خانواده روستائي ساده بودند با دو بچه. دختري که سال گذشته وارد دانشگاه شده و يک پسر که در دبيرستان درس مي‌خواند و تمام ثروتشان يک مزرعه کوچک، شش گوسفند و يک گاو است. در راهروي بيمارستان يک تلفن همگاني بود و هر شب مرد از اين تلفن به خانه‌شان زنگ مي‌زد. صداي مرد خيلي بلند بود و با آن که در اتاق بيماران بسته بود، اما صدايش به وضوح شنيده مي‌شد. موضوع هميشگي مکالمه تلفني مرد با پسرش هيچ فرقي نمي‌کرد: «گاو و گوسفندها را براي چرا برديد؟ وقتي بيرون مي‌رويد، يادتان نرود در خانه را ببنديد. درس‌ها چطور است؟ نگران ما نباشيد. حال مادر دارد بهتر مي‌شود. بزودي برمي گرديم...»

چند روز بعد پزشک‌ها اتاق عمل را براي انجام عمل جراحي زن آماده کردند. زن پيش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالي که گريه مي‌کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه‌ها باش.» مرد با لحني مطمئن و دلداري دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «اين قدر پرچانگي نکن.» اما من احساس کردم که چهره‌اش کمي درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زيرسيگاري جلوي مرد پر از ته سيگار شده بود، پرستاران، زن بي حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحي با موفقيت انجام شده بود. مرد از خوشحالي سر از پا نمي‌شناخت و وقتي همه چيز روبراه شد، بيرون رفت و شب ديروقت به بيمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب‌هاي گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشاي او شد که هنوز بي‌هوش بود.

صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمي‌توانست حرف بزند، اما وضعيتش خوب بود. از اولين روزي که ماسک اکسيژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن مي‌خواست از بيمارستان مرخص بشود و مرد مي‌خواست او همان جا بماند. همه چيز مثل گذشته ادامه پيدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ مي‌زد. همان صداي بلند و همان حرف‌هايي که تکرار مي‌شد. روزي در راهرو قدم مي زدم. وقتي از کنار مرد مي‌گذشتم داشت مي‌گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ يادتان نرود به آنها برسيد. حال مادر به زودي خوب مي‌شود و ما برمي‌گرديم.»

نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب ديدم که اصلا کارتي در داخل تلفن همگاني نيست. مرد درحالي که اشاره مي‌کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا اين که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: «خواهش مي‌کنم به همسرم چيزي نگو. گاو و گوسفندها را قبلا براي هزينه عمل جراحيش فروخته‌ام. براي اين که نگران آينده‌مان نشود، وانمود مي‌کنم که دارم با تلفن حرف مي‌زنم.» در آن لحظه متوجه شدم که اين تلفن براي خانه نبود، بلکه براي همسرش بود که بيمار روي تخت خوابيده بود. از رفتار اين زن و شوهر و عشق مخصوصي که بين‌شان بود، تکان خوردم. عشقي حقيقي که نيازي به بازي‌هاي رمانتيک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را گرم مي‌کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 14:21  توسط امیر ارسلان  | 

عشق


عميقترين و بهترين تعريف از عشق اين است که :

عشق زاييده تنهايي است….

و تنهايي نيز زاييده عشق است…

تنهايي بدين معنا نيست که يک فرد بيکس باشد ….

کسي در پيرامونش نباشد!

اگر کسي پيوندي ، کششي ، انتظاري و نياز پيوستگي و اتصالي در درونش نداشته باشد تنها نيست!

برعکس کسي که چنين اتصالي را در درونش احساس ميکند…

و بعد احساس ميکند که از او جدا افتاده ، بريده شده و تنها مانده است ؛

در انبوه جمعيت نيز تنهاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 21:54  توسط امیر ارسلان  | 

تقدیم به عاشقا

قلب من در هر زمان خواهان توست

اين دو چشم عاشقم مهمان توست

گرچه لبريز از غمي درمانده اي

اين نگاهم در پي در مان توست

در ميان ظلمت شبهاي غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظهااي آسوده باش

همدم دستان من دستان توست


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:56  توسط امیر ارسلان  | 

گفتی که


گفتی چشمها را باید شست !

شستم .....

گفتی جور دیگر باید دید!

دیدم .....

 گفتی زیر باران باید رفت

رفتم ولی

او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را

هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:43  توسط امیر ارسلان  | 

آنجا که .............


آنجا که چشمان مشتاقي براي انساني اشک ميريزد

زندگي به رنج كشيدنش مي ارزد...............

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 7:1  توسط امیر ارسلان  | 

برای لحظه ای........

برای لحظه ای آغوشم را می گشایم و تو را فریاد میزنم، احساس می کنم آغوشم تهی از تو نیست، بی اراده فریادم خاموش می شود... شاید فریاد بیهوده است چون تو اینجایی... نزدیکتر از آغوش... حس می کنم تمام ذرات وجودم از تو سرشار است... قلبهایمان را کنار هم احساس می کنم... هماهنگ با هم در تپش هستند... گویا یکی شده اند... خوب می دانم اگر قلب تو اینجا نبود تپش های بی حاصل قلبم به مرگ می انجامید... تو اینجایی نزدیکتر از من به خودم...عشق با فاصله بیگانه است... دوستت دارم پس فاصله ای بینمان نیست...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 17:18  توسط امیر ارسلان  | 

اینم عکسه دیگه

 

¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 22:51  توسط امیر ارسلان  | 

ضرب المثل هایی در باره ی ازدواج

۱-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)
٢ – مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )
۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )
۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )
۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )
۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )
٧- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )
٨ – داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )
٩- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)
١٠ -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 20:37  توسط امیر ارسلان  |